photos & video
Events & NEWS


Ajam is a London based band that formed in early 2010. Ajam's music tries to bring the epic and soulful spirit of the native music of Iran to a new generation. The band's repertoire comprises of original pieces that are set to a post-modern soundscape of traditional, rural and tribal instruments fused with urban and rock beats and bass lines and production sensibilities. Ajam's performance style is inspired by different elements of Iranian 'people's' music such as street and market place performances, music related to traditional sports and competitions, religious passion-plays and ritualistic performances and recitals.

The vocal performance mirrors this vibrant sonic blend by presenting a mixture of roots styles such as the once popular 'Bahr-e-Taveel' and other traditional/folk singing styles with hints of modern inspiration. All this is delivered in a dynamic performance, which incorporates elements of dance and movement.

Ajam is a cultural experience of Iranian Roots Music.

Ajam philosophy:

Ajam is a historic word with various meanings and interpretations. The common use of this word can be traced back to a term to describe 'Non-Arab' Muslims and in certain contexts the phrase became a surrogate term for Iranian people. In historic Arabic dictionaries various definitions have been recorded for the word ‘Ajam’, most notably ‘Non-Arab’ or ‘Foreign’, ‘Persian’ or ‘Iranian’, and ‘mute’ or ‘illiterate’. By choosing Ajam as the name of this musical project it is envisaged that the word can be empowered and celebrated whilst depreciating negative historic connotations. Further to such aspirations the naming of the project as Ajam is also to serve as reminder of the highs and lows in history that have produced the rich variety of cultures and heritages that form present-day Iran.

It shouldn't go without saying that the word 'Ajam' has been used widely in Iranian literature by poets such as Ferdowsi, Sa'di, Rumi, Jāmi, Nezāmi, Abu-Sa’id Abul-kheyr, and many others. Also, Ajam was used in geographical naming (Erāq-i Ajam - a term used for the central region of Iran, including cities such as Isfahan, Ray, Qazvin, and Kāshān from the Teymurid to Qājār periods), Honourific titles of poets (Amir-e Pāzevāri, "Sheykh-e Ajam" Māzandarāni poet of the Safavid era), naming of melodies within traditional music (Bayāt-e ‘Ajam in the dastgāh of Rāst Panjgāh), and many such instances by Iranians. The naming of the band was in part a salute to the ethnic-minorities of Iranian origin that reside in states on the southern shores of the Persian Gulf that are to this day known as 'Ajami'.

It is worth mentioning that for a large proportion of Arab speakers today this word does not carry any negative connotations and is used as a surrogate term for 'Iranian' or 'non-Arab'. From experience in many instances common Arab speakers have no knowledge of the term. As such, when considering that a large proportion of the Iranian and Arab speaking world do not consider this word to be derogatory term, an emphasis on the negative connotations of "Ajam" is rooted mostly in the intentions of those wishing to nurture animosity and hatred between the two peoples, which is certainly not our intention.

Further to the ethno-linguistic and geographic meanings of the word Ajam, there are literary definitions of the word which are to be found in classical poetry. In particular, in the poetry of Attār and Rumi, ‘Ajami’ is an attribute used to describe a person that is aware of a fact or secret but due to circumstances has to profess ignorance.

Ajam try to bring the epic, energetic, and often aggressive spirit of the regional musics of Iran to this generation. In many ways they reintroduce Iranians to native cultures that are often neglected in representations of Iran as well as creating a platform for an international audience to hear the less standardised and 'untamed' music of Iran.

Several of the cultures that Ajam pay homage to overlap with those of neighbouring countries. This represents the common shared history and culture between the peoples of the area.

درباره ی ما  

عجم پروژه اى ست موسيقايى كه سعي دارد با زبانى امروزى عرضِ ادبى كند به موسيقى هاي بومىِ ايران. تمركز اصلي گروه عجم روى موسيقى هاى مردمى ایست كه عبارتند از موسيقى هاى ويژه ى انجام كار، موسيقى هاى مراسم و آيين هاى گوناگون، موسيقى هاى اوقات فراغت و مناسبات اجتماعى و ... . موسيقى گروه عجم تلاشى ایست براي آشنا كردن شنونده ى امروزى با روحيه ى حماسى و هيجان انگيز موسيقىِ بومى ايران در قالبهای نوين. اميد بر آن است كه با استفاده از فرم ها و حالت هايى كه از سبك هاى شناخته شده ى روز الهام گرفته، گوشِ شنونده ى غير ايرانى هم به اصوات و الحان موسيقى ايرانى عادت كند

قطعات اين گروه عموماً ارائه ى بخش هايي از موسيقى بومى و پيدا كردن بعضى از مشتركاتِ آن سنت موسيقايى با موسيقى روز، شكل ميگيرد. صوت آرايىِ موسيقى عجم ملغمه اى ست پسا مدرن، كه از اصوات سنتى، محلى و ايلاتى، تا اصوات كوبنده و لرزنده ي موسيقىِ شهرىِ روز تشكيل شده است. سبكِ خواندن در عجم، از فرمهاى(موجود/مرسوم/ متداول در) فرهنگِ عام ايراني الهام گرفته است؛ به خصوص فرم ها و شيوه هاى خواندن گفتارى و آوازى مانند: بحر طويل، نقالى،ضربى خوانى، برخى فرم هاى آوازىِ محلى و سنتى، نوروز خوانى، روايت خوانى، انواع داستان گويى، نمايش هاى طنز و روحوضى، انواع حالت هاى متعلق به موسيقى مذهبى و آيينى، و... . اين سبك ها تا حدودى به عنوانِ جايگزين هاى بومى، براى فرم هاى بيگانه ى رايج در موسيقى امروز در نظر گرفته شده است. شيوه اجراى عجم ريشه در انواع نمايش هاي مردمى مانند پرده خوانى، معركه گيرى، نقالى و تعزيه خوانى، و… دارد

جالب توجه است که اقليت هاى ايرانى الاصل ساكن حاشيه جنوبى خليج فارس، خود را "عجمى" خطاب می كنند. شایان ذكر است كه براى بخش بزرگى از عوامِ عرب زبان امروز، اين واژه كاربرد توهين آميز ندارد و در برخوردهاى متعدد با عرب زبانان، مشاهده شده كه عموما یا از اين واژه به معناى ايرانى يا غيرعرب ياد مى كنند و یا هيچ آشنايى با آن ندارند. بنابراين درحالى كه امروزه واژه عجم براى اغلب ايرانیان و اعراب معنى تحقير آميز ندارد، تاكيد برمعانى منفى اين واژه، بيشتر از سوى افرادى است كه مروج كينه توزى و دشمن ورزى هستند؛ كه اين، به هيچ وجه هدف ما نبوده و نيست

علاوه بر تعاريف قومى و جغرافيايى، واژه عجم مفاهيم استعاری و ادبی نيز دارد كه در اشعار كلاسيك میتوان آن را یافت. به ويژه در اشعار عطار و مولوى، "اعجمى" صفتى ست كه بر شخصى اطلاق مى شود كه از حقيقت يا رازى آگاه است ولی بنابر شرايط، نمى تواند آن را فاش كند؛ لذا تجاهل مى كند، يا به عبارت ادبی: "خويشتن را اعجمى مى سازد". در اشعارى كه در پروژه ى عجم ارائه می شود، به معانى گوناگون اين واژه اشاره مى شود

موسيقى گروه عجم، تلاشى براى نمایش روحيه حماسى وهيجان انگيزِ موسيقىِ بومى ايران به شنونده امروزی و در قالبهاى نوين است. اميد است كه با استفاده از فرم هاى الهام گرفته از سبكهاى شناخته شده ى روز، گوش مخاطب غير ايرانى را هم با اصوات و الحان ايرانى آشنا کنیم. پروژه عجم، عرض ادبى است به فرهنگ هاى زنده بومی ايران. برخى از این فرهنگ ها با كشورهاى همجوار مشترک هستند، و اين نمونه اى است از تاثير گذارى و تاثير پذيرى فرهنگ ايرانى، كه نشان دهنده گستردگى مرزهاى فرهنگى ايران در مقایسه با مرزهاى جغرافیایی و سیاسی امروز آن مى باشد

فلسفه عجم :

عجم برای مردم فارسى زبان لغتی است تاريخى. به عبارتى، اين واژه براى اقوامِ مسلمانى استفاده ميشده كه از نژاد هاى "غير عرب" بودند. واژه ی عجم در زبان عربی معانی متعددی دارد. در برخی از فرهنگهای لغات تاریخی “عجم” به معنی “بیگانه” یا “غیر عرب” ذکر شده است، در مواردی بعنوان “فارس” یا “ایرانی” آمده است، و در برخی دگر عجم به معنی “گنگ” يا “لال” است. با انتخاب اين نام براى اين پروژه موسيقايى، اميد بر آن است كه مخاطبان را با معانى گوناگون اين واژه آشنا سازیم و كمى از تنگ نظرى هاى موجود در رابطه با اين واژه بكاهيم

براى ما، عجم معانى زيادى دارد كه در ذيل به آنها اشاره مى شود ولى از يك منظر مى توان گفت كه اين لقب، يادمان و یادگاری است از فراز و نشيب هاى تاريخ ايران زمين كه موجب تنوع غنی قومی و فرهنگی ايران امروز شده است

واژه عجم، در ادبيات فارسى نيز كاربرد بسيار داشته و شاعرانى نظير فردوسى، سعدى، مولوى، جامى، نظامى، ابوسعيد ابوالخير، و... از این واژه در اشعار خود استفاده كرده اند. همچنين اين کلمه درموارد گوناگونی توسط خود ایرانیان نیز استفاده می شده که چند نمونه از آن را برای مثال می آوریم: نامگذارى هاى جغرافيايى نظیرعراق عجم، که از دوران تيمورى تا قاجار به ناحيه مركزى و غرب ايران اطلاق می شده است. القاب شعرا نظیر امير پازوارى، ملقب به شيخ عجم، که شاعر طبرى زبان بوده و در عصر صفويان می زیسته است. نامگذاری گوشه هاى موسيقى نظیر بيات عجم در دستگاه راست پنجگاه، و بسيارى از موارد ديگر